غصه هات کم کم از یادت بره.دریا بهت یاد میده اروم باشی و محکم تا با
همین ارومیت مشکلاتتو کم کم حل کنی ولی من یه چیزی و میدونم ...
میدونم که دریا به من حسودیش میشه چون نمیتونه عاشق بشه چون داره
تو چشمام میخونه که بزرگ ترین غمم عشقمه و واسه همین هر سری
خودشو محکم تر میکوبونه به پاهام تا خودشو خالی کنه ولی نمیدونه من
اصلا حواسم به این دنیا نیست و تو فکرام گم شدم...
کل فکرام فقط فقط جمع شده تو دوتا چشم سیاه که وقتی سرمو می گرفتم
بالا میدیدم داره با سماجت نگام میکنه و بعد زود روشو میکرد اون ور و
تا سرمو میچرخوندم دوباره رو من قفل میشد...
وای دریا من که اون دوتا چشمو دیدم دارم دیوونه میشم و دلم داره
پرمیزنه میترسم که وقتی دیدمش بفهمم همش خیاله...
بیچاره دریا که نه عشقو میشناسه نه انتظارو.

